شهید آیت‌الله دکتر سیدمحمد حسینی بهشتی یکی از مهم‌ترین چهره‌های فکری و حقوقی انقلاب اسلامی ایران بود که در تدوین و شکل‌گیری قانون اساسی جمهوری اسلامی نقش بسیار تعیین‌کننده‌ای ایفا کرد. بسیاری از پژوهشگران و فعالان سیاسی دوران انقلاب، او را از «معماران اصلی قانون اساسی» می‌دانند؛ زیرا هم در طراحی مبانی نظری آن و هم در تنظیم و تدوین دقیق اصول آن حضور مؤثر داشت.

پس از پیروزی انقلاب اسلامی در بهمن ۱۳۵۷، یکی از نخستین و اساسی‌ترین نیازهای نظام جدید، تدوین قانون اساسی بود تا چارچوب اداره کشور، حقوق و آزادی‌های مردم و ساختار نهادهای حکومتی مشخص شود. در ابتدا پیش‌نویسی از قانون اساسی توسط گروهی از حقوق‌دانان و اندیشمندان تهیه شد. این پیش‌نویس قرار بود مبنای بررسی در نهادی به نام «مجلس خبرگان قانون اساسی» قرار گیرد. در انتخابات این مجلس که در سال ۱۳۵۸ برگزار شد، شهید بهشتی به عنوان نماینده مردم انتخاب شد و به دلیل توانایی‌های علمی، مدیریتی و قدرت استدلال، به عنوان نایب‌رئیس مجلس خبرگان قانون اساسی نیز برگزیده شد.

حضور بهشتی در مجلس خبرگان قانون اساسی بسیار فعال و اثرگذار بود. او از جمله شخصیت‌هایی بود که به خوبی هم با فقه اسلامی آشنا بود و هم با نظام‌های حقوقی و سیاسی جهان معاصر. تحصیلات حوزوی عمیق در قم نزد استادانی چون آیت‌الله بروجردی و امام خمینی، و همچنین آشنایی با زبان‌های خارجی و تجربه حضور در اروپا، به او دیدگاهی گسترده درباره نظام‌های حکومتی داده بود. همین ویژگی‌ها باعث شد بتواند در مباحث پیچیده حقوقی و سیاسی مجلس خبرگان نقش هدایت‌کننده‌ای ایفا کند.

یکی از مهم‌ترین موضوعاتی که در جریان تدوین قانون اساسی مورد بحث قرار گرفت، مسئله «ولایت فقیه» و جایگاه رهبری در نظام سیاسی بود. شهید بهشتی از مدافعان جدی تبیین دقیق این اصل در قانون اساسی بود. او معتقد بود که انقلاب اسلامی بر پایه ارزش‌های دینی شکل گرفته است و برای حفظ جهت‌گیری اسلامی نظام، وجود رهبری فقیه عادل و آگاه ضروری است. بهشتی تلاش کرد این اصل به شکلی حقوقی و روشن در قانون اساسی بیان شود تا هم با مبانی فقهی سازگار باشد و هم بتواند در چارچوب یک نظام سیاسی منظم و قانونی عمل کند.

علاوه بر موضوع رهبری، شهید بهشتی در شکل‌گیری ساختار قوای سه‌گانه نیز نقش مهمی داشت. او بر تفکیک وظایف قوا و ایجاد توازن میان آن‌ها تأکید می‌کرد. در زمینه قوه قضائیه نیز دیدگاه‌های او بسیار تأثیرگذار بود؛ زیرا بهشتی خود از اندیشمندان برجسته در حوزه فقه و حقوق اسلامی به شمار می‌رفت. او معتقد بود که دستگاه قضایی باید مستقل، عادلانه و مبتنی بر قوانین اسلامی باشد و بتواند از حقوق مردم دفاع کند. بعدها نیز هنگامی که مسئولیت ریاست دیوان عالی کشور و شورای عالی قضایی را بر عهده گرفت، تلاش کرد این دیدگاه‌ها را در عمل پیاده کند.

شهید بهشتی همچنین در تدوین اصول مربوط به «حقوق ملت» مشارکت فعال داشت. او بر این باور بود که در نظام اسلامی باید حقوق و آزادی‌های اساسی مردم به رسمیت شناخته شود. به همین دلیل، اصولی درباره آزادی بیان، آزادی اجتماعات، مشارکت مردم در سرنوشت سیاسی و حق انتخاب مسئولان در قانون اساسی گنجانده شد. از نظر او، حکومت اسلامی بدون مشارکت مردم و احترام به حقوق آنان نمی‌تواند به اهداف خود دست یابد.

از دیگر موضوعاتی که در بحث‌های مجلس خبرگان مورد توجه قرار گرفت، مسئله شوراها و نقش مردم در اداره امور محلی بود. بهشتی از حامیان تقویت شوراها بود و معتقد بود که اداره امور جامعه باید با مشارکت گسترده مردم صورت گیرد. او شوراها را یکی از جلوه‌های مهم مردم‌سالاری در نظام اسلامی می‌دانست.

در جریان جلسات طولانی و فشرده مجلس خبرگان قانون اساسی، شهید بهشتی به دلیل نظم فکری، دقت حقوقی و توانایی در اداره جلسات، نقش برجسته‌ای در پیشبرد مباحث داشت. بسیاری از نمایندگان نقل کرده‌اند که او با حوصله و استدلال قوی به بررسی پیشنهادها می‌پرداخت و تلاش می‌کرد میان دیدگاه‌های مختلف هماهنگی ایجاد کند. این ویژگی‌ها باعث شد که روند تدوین قانون اساسی با وجود اختلاف‌نظرهای طبیعی میان اعضا، به شکلی منظم و منطقی پیش برود.

سرانجام پس از ماه‌ها بحث و بررسی، متن نهایی قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران در سال ۱۳۵۸ آماده شد و برای تأیید نهایی به همه‌پرسی گذاشته شد. مردم ایران در این همه‌پرسی با اکثریت قاطع به آن رأی مثبت دادند و قانون اساسی به عنوان سند بنیادین نظام جمهوری اسلامی رسمیت یافت.

نقش شهید بهشتی در این فرآیند تاریخی بسیار برجسته بود. او با ترکیب دانش عمیق فقهی، آگاهی از حقوق و سیاست معاصر و توانایی مدیریتی، سهم بزرگی در شکل‌گیری ساختار حقوقی و سیاسی جمهوری اسلامی ایران داشت. به همین دلیل، در بسیاری از نوشته‌ها و تحلیل‌های تاریخی از او به عنوان یکی از معماران اصلی قانون اساسی جمهوری اسلامی یاد می‌شود.

تلاش‌های فکری و حقوقی شهید بهشتی در تدوین قانون اساسی، نشان‌دهنده نگاه جامع او به حکومت اسلامی بود؛ نگاهی که در آن هم بر مبانی دینی تأکید می‌شد و هم بر ضرورت نظم حقوقی، مشارکت مردم و رعایت عدالت در اداره جامعه.