«در نظام آفرینش، ارزشهای اصیل انسانی نه مردانه است و نه زنانه؛ بلکه این ارزشها «انسانی» است. فضیلتهای اخلاقی، قدرتِ تشخیصِ حق از باطل، تعهدِ به سرنوشتِ جامعه، دانشآموزی و رشدِ فکری، همگی عرصههایی هستند که در آنها، ملاکِ برتری تنها «تقوا و انسانیت» است. آنچه گاهی در فرهنگهای جاهلی به عنوانِ ضعفِ زن قلمداد شده، نه ریشه در دین دارد و نه در خرد؛ بلکه ریشه در رسوباتی دارد که با متنِ اصلیِ پیامِ اسلام فاصلهٔ بسیار دارد.
ما باید باور کنیم که زن، همانند مرد، یک «سوداگرِ ارزشهای الهی» است. او میتواند همانقدر در مسیرِ تعالی پیش رود که مرد پیش میرود. تفاوتهای فیزیولوژیک میان زن و مرد، هیچکدام دلیلی برای کسرِ شأنِ انسانیِ هیچکدام نیست. هر دو موجودند که باید در کنار هم، بارِ سنگینِ تاریخ و تمدن را بر دوش بکشند. اگر زنی در جامعهٔ اسلامی از حقوقِ خود محروم ماند، این محرومیت نه به خاطر اسلام، بلکه به خاطرِ جهلِ ما به اسلام است.
نظامِ خانواده در اسلام برای این است که زن و مرد در یک فضای امن، یکدیگر را تکمیل کنند؛ نه اینکه یکی برای دیگری، ابزارِ تسلط باشد. اسلام میخواهد از زن، یک «مبارزِ متعهد» و یک «متفکرِ آگاه» بسازد. زنی که هم خانه را مأمنِ عشق و تربیت میداند و هم جامعه را میدانِ جهادِ علمی و اجتماعیِ خود میبیند. ما باید این نگاهِ بلند را به باورِ عمومی تبدیل کنیم تا زنان، نه در حاشیه، که در متنِ تحولاتِ بزرگِ این کشور حضورِ فعال داشته باشند.»
منبع: شهید آیتالله دکتر سیدمحمد حسینی بهشتی، کتاب مواضع ما (سخنرانیها و مقالات)، جلد ۱، ص ۲۰۳–۲۰۵، انتشارات بنیاد شهید دکتر بهشتی.




