«در دیدگاه ما، زن و مرد پیش از آنکه زن یا مرد باشند، «انسان» هستند و به عنوان انسان، وظایفی بر عهده دارند که میان هر دو مشترک است. اسلام هرگز نخواسته است که زن را در چهاردیواری خانه زندانی کند یا او را از درک مسائل بزرگ جهانی و ایفای نقش در سرنوشت امت محروم سازد. زن، همچون مرد، وظیفه دارد در برابر سرنوشت جامعه حساس باشد؛ یعنی همان‌گونه که مرد باید در اصلاح امور، در مبارزه با ظلم و در تلاش برای پیشرفت قدم بردارد، زن نیز در تمام این میدان‌ها مسئول است.

ما نمی‌توانیم جامعه‌ای بسازیم که نیمی از آن (یعنی زنان) در بی‌خبری و کناره‌گیری از حوادث سیاسی و اجتماعی به سر ببرند. زنِ مسلمان باید تحلیل سیاسی داشته باشد، باید آگاهانه انتخاب کند و باید در صحنه‌های سرنوشت‌ساز حضور یابد. البته این حضور نباید به قیمت از دست رفتنِ وقار و کرامت او تمام شود، اما هرگز هم نباید به بهانه صیانت، او را از رشد و مشارکت بازداشت.

اسلام با فعالیت اجتماعی زن مخالف نیست، بلکه با «شیء‌وارگی» زن مخالف است. اسلام می‌گوید زن باید در متن حوادث باشد، اما نه به عنوان ابزاری برای جلب توجه، بلکه به عنوان یک نیروی متفکر، صاحب‌رأی و اثرگذار. تفاوت‌های طبیعی میان زن و مرد نباید دستاویزی برای محرومیت از حقوق انسانی و اجتماعی شود. کمالِ زن در این است که بتواند میان نقشِ عاطفی خود در کانون خانواده و نقشِ فعال خود در پهنهٔ اجتماع، توازن ایجاد کند و در هر دو سنگر، سربلند باشد.»

منبع: شهید آیت‌الله دکتر سیدمحمد حسینی بهشتی، کتاب نظام خانواده در اسلام، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، صفحات ۱۱۲ تا ۱۱۵ (برگرفته از مجموعه سخنرانی‌های ایشان در کانون توحید).